فارکس مبتدی

تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟

مهم ترین تفاوت های تحلیل تکنیکال با تحلیل بنیادی و فاندامنتال

تفاوت تحلیل بنیادی با تحلیل تکنیکال و فاندامنتال به زبان ساده

هرکسی که قصد دارد پول خود را در بازارهای سهام سرمایه گذاری کند باید با مفهوم تحلیل بازار آشنا شود. چنانچه فرد با مفاهیم تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی آشنا شود بهتر می تواند موقعیت مالی خود در بازار را ارزیابی کند. این دو تحلیل با یکدیگر تفاوت هایی دارند که در این مقاله به آنها می پردازیم. چنانچه قصد سرمایه گذاری در بازارهای سهام را دارید ابتدا باید با مفاهیم تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی آشنا شده و تفاوت های آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال یا Technical Analysis به شیوه پیش‌بینی قیمت یک دارایی مبتنی بر گذشته قیمت و حجم معاملات آن در بازار بر طبق علم نمودارخوانی می گویند. در این شیوه فرآیندهای تحلیل مبتنی بر نمودارهای مختلف در خصوص یک دارایی صورت می‌پذیرد.

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی یا Fundamental Analysis به شیوه ای برای پیدا کردن ارزش واقعی یک دارایی گفته می‌شود. در این روش از همه ی ابزارهایی که برای رسیدن به این هدف وجود دارد، استفاده می‌ گردد. بررسی وضعیت اقتصادی حاکم بر جامعه و نیز اقتصاد خرد در این شیوه مورد تحلیل قرار می گیرد.

بررسی تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی و فاندامنتال

این دو تحلیل، سیستم های کاملا متفاوتی هستند، اما این دو را می توان تکمیل کرد. در هر صورت، این دو تحلیل نقطه حمایتی هستند که شما در حال حاضر برای باز یا بسته شدن موقعیت ها در بازار سهام دارید. جای تعجب نیست که آنها از این به بعد امنیت بیشتری را در عملیات به شما می دهند. همانطور که ممکن است در سرمایه گذاری خود تجربه کرده باشید، یک پروفایل کاربر وجود دارد که تجزیه و تحلیل فنی را بر مبانی ترجیح می دهد و بالعکس. شما یک یا چند سیستم تجزیه و تحلیل را بر اساس اولویت های خود انتخاب می کنید. در اصل، تجزیه و تحلیل نه از دیگری بهتر و نه بدتر است. از این نظر، بسیار مهم است که شما انتظارات خود را برای انتخاب مناسب ترین و درست ترین تحلیل انتخاب کرده باشید.

image 1 - مهم ترین تفاوت های تحلیل تکنیکال با تحلیل بنیادی و فاندامنتال

جامع‌ ترین آموزش تحلیل فاندامنتال ارزهای دیجیتال

نقد و بررسی تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال لزوما اولین و مهمترین سیستم تجزیه و تحلیل نیست، بلکه یک تحلیل فنی است. تجزیه و تحلیل فنی اساساً شامل تعیین وضعیت واقعی سهام یا سایر دارایی های مالی است.
جای تعجب نیست که مطالعه عملکرد بازار عمدتا از طریق استفاده از نمودارها برای پیش بینی رفتار آن در جلسات معاملاتی بعدی انجام می شود. در نتیجه این ویژگی مهم، شکی نیست که تحلیل تکنیکال بهترین سیستم برای اطلاع از میزان ورود و خروج در هر بازار مالی است. تجزیه و تحلیل تکنیکال در درجه اول برای معاملات کوتاه مدت استفاده می شود و برای تعدیل قیمت ضروری است. در معاملات خرید و فروش شما چاره ای ندارید جز اینکه آنها را با نمودار و تحلیل تکنیکال تجسم کنید. جایی که تنوع گسترده ای از ارقام، سطوح و مناطق نشان داده شده است تا به شما کمک کند بهتر بفهمید که در مورد سهام چه می گذرد. به ویژه در معاملاتی که مدت زمان کوتاه تری را هدف قرار می دهند.

تحلیل تکنیکال در خرید کمک می کند

بدون شک، آموزش تجزیه و تحلیل تکنیکال و فنی یک پشتیبانی برجسته برای انجام سفارشات خرید شماست. سطح قیمت جایی است که باید وارد بازارهای مالی شوید ؛ زیرا در میان دلایل دیگر به شما کمک می کند تا از قابلیت اطمینان بالایی برخوردار باشید.
شما تضمین بیشتری برای دستیابی به این اهداف دارید، به ویژه اگر آن را با سایر سیستم های تجزیه و تحلیل بسیار پیچیده تر مقایسه کنید. تا جایی که می توانید یوروهای زیادی را در هر یک از معاملات انجام شده تحت این سیستم اساسی ذخیره کنید. با این حال، شما همچنین باید بدانید که این یک برنامه کاملاً بی خطا نیست. نه چندان کم.

بررسی بهترین ارزش های لحظه ای با تحلیل تکنیکال

البته، شما چاره ای جز داشتن دانش در این تکنیک تجزیه و تحلیل نخواهید داشت. همانطور که ممکن است از ابتدا حدس بزنید، این فراتر از ملاحظات اساسی دیگر است. در هر صورت، دانش به دست آمده از تجزیه و تحلیل فنی شما را آماده تر می کند تا بتوانید خود را ارتقا دهید. تحلیل تکنیکال به شما می گوید که بهترین ارزش های لحظه ای چیست و بنابراین باید موضعی در مورد آنها داشته باشید. یا برعکس، زمان ایده آل برای بازپس گیری موقعیت ها را ترسیم می کند. این تحلیل همچنین می گوید که آیا به عنوان مثال اوراق بهادار بیش از حد خریداری شده است؟

بررسی روند سهام

اگر تجزیه و تحلیل تکنیکال و فنی مشخص شود، به قدرت پیش بینی بالا متکی خواهید شد. یعنی این تحلیل نشان می دهد که روند واقعی یک شاخص سهام، صنعت یا سهام چیست. اگر در حال افزایش یا سقوط باشد، اطلاعات مهمی را در اختیار شما قرار می دهد تا بتوانید تصمیمات خود را در بازارهای سهام بگیرید.
به یک معنا، در نظر گرفتن این رویکرد برای سرمایه گذاری منطقی است. از این نظر، اگر عملیات در کوتاه ترین زمان نگهداری انجام شود، با مزیت خاصی بازی خواهید کرد.

تحلیل تکنیکال؛ ضمانت موفقیت بیشتر

تجزیه و تحلیل تکنیکال، یک پشتیبان بسیار منطقی برای شماست تا بتوانید تصمیمات خود را با ضمانت های موفقیت بیشتر تحقق بخشید. هزاران سرمایه گذار کوچک و متوسط را در نظر بگیرید که این سیستم را برای ساختار و مدیریت سرمایه گذاری های خود انتخاب کرده اند. به یک معنا، این برنامه ای برای شماست که پول را با ترسیم یک نمودار به بازار سهام واریز کنید.

image 2 - مهم ترین تفاوت های تحلیل تکنیکال با تحلیل بنیادی و فاندامنتال

مقایسه تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال

تجزیه و تحلیل بنیادی و فاندامنتال

تجزیه و تحلیل بسیار متفاوت دیگر، تجزیه و تحلیل بنیادی و فاندامنتال بوده ؛ زیرا در این مورد خاص، ساختار تجاری شرکت ذکر شده است که مورد توجه قرار می گیرد. از آنجا که تجزیه و تحلیل بنیادی اساساً قبل از هر چیز یک روش بسیار خاص برای تجزیه و تحلیل بازار سهام است ؛ تعیین ارزش واقعی امنیت یا اقدام، ارزش بنیادی نامیده می شود.
تحلیل بنیادی و فاندامنتال، بدهی، ارزش دفتری یا بسیاری دیگر از اطلاعات مربوطه وضعیت شرکت در بازارهای سهام را نشان می دهد. این روش تحلیل بسیار پیچیده تری است.
در هر صورت، باید به خاطر داشته باشید که سیستم تجزیه و تحلیل بنیادی نیاز به دانش بسیار بیشتری نسبت به سیستم فنی دارد. همه سرمایه گذاران در موقعیت کاملی برای تفسیر داده های این تجزیه و تحلیل جامع نیستند.

خطرات تحلیل بنیادی

بر خلاف تجزیه و تحلیل فنی، تحلیل بنیادی و فاندامنتال برای معاملاتی که هیچ سررسیدی ندارند مفیدتر است. مکانی که در آن می توانید سرمایه گذاری های خود را در شرایط دلخواه در هر زمان نگه دارید. از این منظر، نمی توانید با گفتن اینکه تجزیه و تحلیل بنیادی بسیار کامل تر از تحلیل تکنیکال است، اشتباه کنید. پیچیده ترین موضوع این است که می توانید آن را به درستی تفسیر کنید. یکی از بزرگترین مشکلاتی که استفاده از تحلیل بنیادی به همراه دارد این است که می توانید اشتباه کنید. بنابراین ممکن است برخی از معاملات را در بازار سهام انجام دهید که می تواند برای منافع شخصی یا حرفه ای شما بسیار مضر باشد. این یکی از بزرگترین خطرات است که می توانید با پیاده سازی این سیستم بسیار خاص داشته باشید.

آگاهی از میزان سهام شرکت

تحلیل بنیادی و فاندامنتال در نهایت یک روش است که سعی می کند ارزش واقعی یک اوراق بهادار را محاسبه کند. از طریق تجزیه و تحلیل ترازنامه و با ارزش بازار مقایسه می شود. به این ترتیب، شما در بهترین شرایط هستید تا دریابید که قیمت برخی از سهام ارزان یا گران است. زیرا به لطف تحلیل بنیادی، واسطه های مالی اطلاعاتی را ارائه می دهند که به اندازه قیمت هدف سهام مهم است و هر از گاهی به روز می شود. در هر صورت، این اطلاعاتی است که به شما کمک می کند میزان سهام شرکت را بدانید.

استفاده از هر دو روش تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی

همانطور که می بینید، تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی روش های متفاوتی هستند که بسته به نمایه ای که ارائه می دهید، قابل استفاده اند. اما در مورد دانش، شما باید هر دو روش تحلیل را تفسیر کنید. به طور شگفت انگیزی، این چیزی است که احتمال دارد برای سرمایه گذاران کوچک و متوسط متفاوت باشد. زیرا عجیب نیست که برخی از کاربران یک روش را بر سایر روش ها ترجیح می دهند. سرانجام، چیزی که شما باید در نظر بگیرید این است که چگونه هر دو تحلیل باعث صرفه جویی پس انداز با ضمانت های موفقیت بیشتر شما می شوند. این یکی از اهداف اصلی سرمایه گذاری در بازار سهام، فراتر از ملاحظات دیگر در تفسیر بازارهای سهام است.

تفاوت بین تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال چیست؟

سرمایه گذاران برای تصمیم گیری در مورد معاملات سهام از تجزیه و تحلیل بنیادی یا تکنیک های تجزیه و تحلیل تکنیکال (یا اغلب هر دو) استفاده می کنند. تجزیه و تحلیل بنیادی سعی می کند ارزش ذاتی سهام را با استفاده از داده هایی مانند درآمد، هزینه، چشم انداز رشد و … محاسبه کند. با این حال، تفاوت بین تحلیل بنیادی و فاندامنتال و تحلیل تکنیکال را می توان به دلایل زیر به وضوح ترسیم کرد؛
تجزیه و تحلیل بنیادی یک روش بررسی امنیت برای تعیین ارزش ذاتی آن برای فرصت های سرمایه گذاری بلند مدت تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟ است. تجزیه و تحلیل تکنیکال روشی است برای ارزیابی و پیش بینی قیمت وثیقه های آینده بر اساس عملکرد قیمت و حجم معاملات. این روش تعیین می کند که سهام در آینده چه خواهد کرد.
تجزیه و تحلیل بنیادی و فاندامنتال از زمان های طولانی تری برای تجزیه و تحلیل سهام در مقایسه با تجزیه و تحلیل بنیادی استفاده می کند. بنابراین، تجزیه و تحلیل بنیادی توسط سرمایه گذاران انجام می شود که می خواهند در سهامی سرمایه گذاری کنند که ارزش آنها در چند سال افزایش می یابد. برعکس، تحلیل تکنیکال زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که تجزیه و تحلیل تجاری فقط کوتاه مدت باشد.
تفاوت زمانی بین این دو تحلیل نه تنها در رویکرد آنها بلکه در هدف آنها نیز تجربه می شود. همانطور که اکثر معامله گران از تجزیه و تحلیل بنیادی برای خرید یا نگهداری سهام شرکت استفاده می کنند، معامله گران دیگر برای دستیابی به سود کوتاه مدت به تجزیه و تحلیل تکنیکال تکیه می نمایند.
هدف تجزیه و تحلیل بنیادی تعیین ارزش واقعی یک سهام است ؛ در حالی که تجزیه و تحلیل تکنیکال برای تعیین زمان ورود یا خروج از بازار استفاده می شود.
در تحلیل بنیادی و فاندامنتال، تصمیم گیری بر اساس اطلاعات موجود و ارزیابی آماری است. برعکس، تصمیم گیری در تجزیه و تحلیل تکنیکال بر اساس روند بازار و قیمت سهم است.
تجزیه و تحلیل بنیادی داده های تاریخی و جاری را در نظر می گیرد ؛ در حالی که تجزیه و تحلیل تکنیکال فقط داده های تاریخی را در نظر می گیرد.
تجزیه و تحلیل بنیادی بر اساس صورتهای مالی است ؛ در حالی که تجزیه و تحلیل تکنیکال بر اساس جداول حاوی تغییرات قیمت صورت می گیرد.
در تحلیل بنیادی، حقوق صاحبان سهام، صورت سود و زیان، ترازنامه، صورت جریان وجوه نقد، حاشیه سود، بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت قیمت به درآمد و غیره با تجزیه و تحلیل قابل تشخیص است. همچنین الگوی تداوم و الگوی معکوس، حرکت قیمت، شاخص فنی، مقاومت و پشتیبانی، تجزیه و تحلیل روندهای آینده قیمت در نقطه مورد نظر بررسی می شوند.
در تحلیل بنیادی و فاندامنتال، قیمت آتی اوراق بهادار، عملکرد گذشته و حال و سودآوری شرکت تصمیم گیری می شود. در مقابل، قیمت های آینده در تجزیه و تحلیل تکنیکال بر اساس نمودارها و شاخص هاست.
تجزیه و تحلیل بنیادی توسط معامله گران موقعیت بلندمدت انجام می شود، در حالی که تجزیه و تحلیل تکنیکال توسط معامله گران نوسان و معامله گران روزانه کوتاه مدت انجام می شود.

سخن آخر

به طور کلی در یک جمع بندی می توان گفت که در تجزیه و تحلیل بنیادی، سهام زمانی خریداری می شود که قیمت بازار سهام کمتر از ارزش واقعی سهام باشد. در مقابل، در تجزیه و تحلیل تکنیکال، معامله گران وقتی سهام را خریداری می کنند که انتظار دارند با قیمت نسبتاً بالاتری به فروش برسد. رسا بورس با ارائه بهترین آموزش های ارز دیجیتال، فارکس و… در خدمت شما عزیزان می باشد.

کدام تحلیل بهتر است؟ تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال یا سنتیمنتال؟

در سفر طول و دراز خود به عنوان یک معامله گر علاقمند فارکس، خواهید دید که هر نوع تحلیل طرفداران دو آتشه خود را دارد.

تحلیل تکنیکال (TA) شامل کنار هم چیدن نمودارها برای شناسایی الگوها یا روندها است، و تحلیل بنیادی (FA) شامل کنار هم چیدن گزارش‌ها و داده‌های اقتصادی و عناوین خبری است.

معامله گران دو اتشه در اردوگاه تحلیل تکنیکال فریاد می‌زنند، “تحلیل بنیادی مهم نیست! از قبل در قیمت لحاظ شده است و می‌توانید آن را در نمودارها مشاهده کنید! ”

معامله گران دو آتشه در اردوگاه تحلیل بنیادی فریاد می‌کشند: «تحلیل تکنیکال فقط یک سری خطوط نقاشی و تخیلات است! ”

این در حالی است که افراد در اردوگاه تحلیل احساسات به تماشای این دو اردوگاه نشسته و سطح احساسات آنها از یکدیگر را نظاره می‌کنند! ولی بالاخره بهترین نوع تحلیل فارکس کدام است؟

سه تحلیل مختلف فاندامنتال و تکنیکال و سنتیمنتال مکمل هم هستند!

خوشبختانه انواع مختلف تحلیل بازار مکمل یکدیگر هستند.

حتی معامله گران تکنیکال دو آتشه هم ممکن است تحلیل‌های بنیادی مفیدی را پیدا کنند که می‌تواند به تحلیل تکنیکال آنها کمک کند. و بالعکس.

در بازارهای واقعی، قیمت‌ها دائماً در حال تغییر هستند و معمولاً روندها را ایجاد می‌کنند. این تغییرات قیمتی بر تحلیل‌های بنیادی تأثیر می‌گذارد.

این بدان معناست که روندهای قیمتی بر تحلیل‌های بنیادین تأثیر می‌گذارند همانگونه که تحلیل‌های بنیادین بر قیمت‌ها تأثیر گذارند.

و همانطور که در درسهای بعدی خواهید فهمید، شناسایی روندها بخش مهمی از تحلیل تکنیکال است.

گول افراط گرایان هر دسته از این تحلیل‌ها را نخورید! هیچ کدام بهتر از دیگری نیست … همه آنها فقط زوایای مختلفی برای نگاه کردن بازار هستند.

در پایان، شما باید بر اساس همان تحلیلی که راحت هستید و برای شما سودآور است معامله کنید.

به طور خلاصه، تحلیل تکنیکال مطالعه حرکت قیمت ارز بر روی نمودارها است در حالی که تحلیل بنیادی نگاهی به چگونگی حال و روز اقتصاد کشورها دارد.

تحلیل احساسات بازار تعیین می‌کند که بازار از منظر چشم انداز بنیادی فعلی یا آینده نزولی است یا صعودی.

عوامل بنیادی احساسات را شکل می‌دهند و تحلیل تکنیکال به ما کمک می‌کند تا این احساسات را برای خود تجسم کرده و چارچوبی برای ایجاد سیستم معاملاتی خود به کار ببندیم.

هر سه نوع این تحلیل‌ها توامان با هم کار می‌کنند تا شما بتوانید به ایده‌های خوب معاملاتی فارکس دست پیدا کنید.

تمام حرکات و سوابق قیمتی و اقتصادی موجود هستند – کافیست کمی تفکر و تأمل کنید و این مهارت‌های تحلیلی را به آزمایش بگذارید!

دوباره به مثال سه‌پایه فکر کنید!

بگذارید دوباره آن سه پایه را بیرون بیاوریم تا فقط بر اهمیت هر سه نوع این تحلیل‌ها تأکید کنیم.

اگر یک پایه یا دو پایه از این سه پایه را از جا دراورید لرزان خواهد شد، درست است؟!

برای اینکه به یک معامله گر واقعی فارکس تبدیل شوید، باید بدانید که چگونه از این سه نوع تحلیل بازار به طور مؤثر استفاده کنید.

بگذارید مثالی بزنیم که چگونه تمرکز تنها روی یک نوع تحلیل می‌تواند تبدیل به یک فاجعه شود.

  • فرض بگیرید که شما به نمودارهای خود نگاه می‌کنید و یک فرصت خوب معاملاتی شکار می‌کنید.
  • فقط به پولی که از آسمان قرار است ببارد فکر می‌کنید و بنابراین هیجان زده می‌شوید.
  • با خود می گویید، “اوه، من هرگز تا بحال فرصت معاملاتی کامل‌تر از این روی GBP / USD ندیده‌ام. من عاشق نمودارهایم هستم. هلو بپر تو گلو!”
  • سپس با یک لبخند بزرگ بر لبان (از نوعی که همه دندان‌هایتان نمایان می‌شود) اقدام به خرید GBP / USD می‌کنید.
  • شما از این پوزخند بزرگ خود یک سلفی هم می‌گیرید و در اینستاگرام می‌گذارید.
  • سپس یک رقص شاد انجام می‌دهید و آن را هم در فیسبوک می‌گذارید.
  • اما صبر کنید! ناگهان پوزیشن 100 پیپ در خلاف جهت شما حرکت می‌کند!
  • متاسفاته انگلیس در این لحظه به اتحادیه اروپا گفت گور بابات و از آن خارج شد!
  • از آنجا که شما فقط به نمودارها نگاه می‌کنید، نمی‌دانید که اصلاً اتحادیه اروپا چیست. بنابراین شما آن را در گوگل جستجو می‌کنید.
  • شما می‌فهمید که اتحادیه اروپا یک اتحادیه اقتصادی و سیاسی با 28 کشور اروپایی است و تجارت آزاد را مجاز می‌داند، این بدان معناست که کالاها می‌توانند بدون هیچ گونه چک یا هزینه اضافی بین کشورهای عضو انتقال داده شوند.
  • پناه بر خدا! شما تازه فهمیدید که اگر انگلیس بخواهد چنین کاری را انجام دهد احتمالاً جریان جدی می‌شود. اقتصاد آنها ممکن است با خاک یکسان شود. بسیاری از افراد ممکن است شغل خود را از دست بدهند.
  • ناگهان احساسات همه نسبت به بازار انگلیس‌ترش می‌شود و همه در جهت مخالف معامله می‌کنند!
  • لبخند چاق بزرگ شما چپه می‌شود و از دست نمودارهایتان عصبانی می‌شوید.
  • کامپیوتر خود را پخش زمین می‌کنید و شروع به خرد کردن آن می‌کنید. (از آن یک عکس می‌گیرید و توییت می‌کنید).
  • شما یک مشت پول از دست داده‌اید و حال رایانه شما نیز به یک میلیارد ذره تبدیل شده است. (اما توییت شما اکنون یک میلیون لایک دارد.)
  • و همه اینها به این دلیل است که شما تحلیل بنیادی و تحلیل احساسی را کاملاً نادیده گرفتید.

(توجه: این داستان واقعی نبوده است. چنین چیزی برای ما اتفاق نیفتاده است. هرگز این چنین ساده لوح نبوده‌ایم. ما همیشه معامله گرانی باهوش هستیم … فقط خواستیم با کنایه بیش از حد، تصویری را در ذهن شما ایجاد کنیم 🙂)

خوب، کمی پیاز داغش زیاد شد، اما شما متوجه موضوع شدید.

یادتان هست که مادر بزرگ در کودکی به شما می‌گفت که افراط در هر چیزی خوب نیست؟

خوب، ممکن است آن زمان فکر کرده باشید که پرت و پلا می‌گوید اما در فارکس، هنگام تصمیم گیری برای استفاده از نوع تحلیل، دقیقاً چنین است.

فقط به یکی اعتماد نکن.

با این حال، باید یاد تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟ بگیرید که تعادل بین استفاده از همه آنها را حفظ کنید. فقط در این صورت واقعاً می‌توانید از معاملات خود بیشترین سود را ببرید.

مرحله بعدی آموزش چیست؟

اکنون که آموزش سطح دبستان را تمام کردید و کمی از هر نوع تحلیل آموختید، وقت آن است که کمی عمیق‌تر رویم!

در درس‌های بعدی وارد دبیرستان ما خواهید شد.

در دوره دبیرستان از تحلیل تکنیکال صحبت می‌شود.

شما در مورد حرکات قیمتی‌، همچون سطح حمایت و مقاومت، کندل‌های شمع ژاپنی و اندیکاتور تکنیکال مانند میانگین متحرک و MACD چیزهای زیادی یاد خواهید گرفت.

شما اندیکاتورهای پیشرو و باتاخیر را آزمایش خواهید کرد و نحوه استفاده از آنها را در ایده های معاملاتی آتی کشف خواهید کرد.

هیجان انگیز به نظر می رسد، اینطور نیست؟

درس‌های بعدتر را به مطالعه سایر ابزار تحلیل تکنیکال اختصاص داده ایم.

نگاهی خواهیم داشت به ابزارهای پیشرفته‌تر فارکس مانند نقاط پیوت، واگرایی‌ها، هایکین آشی، نظریه امواج الیوت و الگوهای هارمونیک.

به نظر سرگرم‌کننده می‌رسند؟

شرط می‌بندم که می‌خواهید هر چه زودتر شروع کنید!

پس از دوره دبیرستان، باید وارد دانشگاه شوید!

دوره دانشگاه ما، پیچیده‌تر خواهد بود، زیرا شما باید با تحلیل بنیادین و احساسی همزمان روبرو شده و آن‌ها را مدیریت کنید.

با یک تیر دو نشان بزنید!

شما تیر هستید و تحلیل فاندامنتال و احساسات دو هدف چاق و چله.

دو دلیل که چرا ما تحلیل احساسی و بنیادین بازار را در کنار هم قرار داده‌ایم:

تا وقتی به دانشگاه می‌رسید، چنان درگیر مطالب فارکسی خواهید شد که یک درس کافی نخواهد بود.

تعیین مرز بین تحلیل بنیادی و تحلیل احساسی بازار کار سختی است، اما با پشتکار به آنجا خواهید رسید.

همانطور که قبلاً اشاره کردیم، عوامل بنیادی اساساً عامل شکل گیری احساسات بازار هستند.

امیدواریم ادامه مباحث این مدرسه فارکس باعث رشد سطح معامله گری شما شود. مطمئنیم اینطور خواهد شد.

بالاخره تکنیکال یا فاندامنتال؟

نکته اینجاست که در واقع این اختلاف نظر اصلاً نباید وجود داشته باشه! دلیلش ساده‌ست: هر کدوم از این تحلیل‌ها در جای خودشون باید استفاده بشن و اینکه فکر کنیم یک نفر می‌تونه فقط با استفاده از یکی از این دو تا معامله‌گر خوبی بشه، تصور بسیار اشتباهیه.

در واقع می‌شه قضیه رو اینطوری ساده کرد:

یه معامله موفق، سه ضلع مهم داره:

  1. تشخیص جهت بازار (صعودی یا نزولی): توسط عوامل فاندامنتال مشخص می‌شه و تکنیکال نمی‌تونه تشخیص بده که بازار کدوم طرفی حرکت می‌کنه. پس در واقع اصل داستان فاندامنتاله.
  2. زمان ورود به معامله: بعد از اینکه جهت بازار رو به وسیله روش‌های فاندامنتال تشخیص دادیم، می‌تونیم زمان درست ورود به معامله رو از طریق تحلیل تکنیکال مشخص کنیم. بنابراین تکنیکال فقط یه ابزاره و نمی‌تونه جهت‌های بازار رو پیش‌بینی کنه.
  3. مدیریت ریسک معامله که در یک پست دیگه بهش خواهیم پرداخت.

تصور اینکه فقط با تحلیل تکنیکال می‌شه همه چیز رو فهمید، تصور اشتباهیه که توسط اساتید و کارگزاری‌های بورسی تو ذهن معامله‌گرهای تازه‌کار جا انداخته می‌شه. اونا دوست دارن شما باور کنید که با یه کلاس چند ساعته تکنیکال، می‌تونید معامله‌گر موفقی بشید و اعتماد به نفس بگیرید و پولتون رو بریزید جیب اونا. سود اون‌ها تو باورهای غلط شماست.

بعضی‌ وقت‌ها ممکنه شما یک سهم یا ارز رو فقط تکنیکال تحلیل کنید و روی تحلیلتون معامله کنید و اتفاقاً معامله موفقی هم داشته باشید؛ احتمالاً بعد از این اتفاق، این تصور در ذهن شما به وجود میاد که “خب، پس تکنیکال به تنهایی واقعاً جواب می‌ده!” امّا باید توجه داشته باشید که در این تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟ حالت، شما درگیر یه خطای شناختی (خطای شناختی چیه؟) شدید. در واقع ذهن شما چون می‌خواد باور کنه که تحلیل تکنیکال به تنهایی کافیه، معامله‌های ناموفق شما رو در نظر نمی‌گیره و با دیدن یه معامله موفق با خودش می‌گه: “حله! پس تکنیکال جوابه!” غافل از اینکه اگه همین روش رو ادامه بده، در معامله‌های بعدی قطعاً ضرر می‌کنه.

بعضی‌ها هم سعی می‌کنن ثابت کنن که “تکنیکال به ذات خود ندارد عیبی! هر عیب که هست، از تکنیکالیستی ماست.”

بازار مالی یا مکانیکی خودرو؟

برای درک بهتر مفهوم، یه مثال جالب می‌زنیم. معامله تو بازار شباهت زیادی با کار مکانیکی خودرو داره:

  • یه مکانیک خودرو، باید درک درستی از نحوه کارکرد موتور ماشین داشته باشه. یه معامله‌گر هم باید درک درستی از نحوه کارکرد اقتصاد و بازارهای مالی داشته باشه. بنابراین بعنوان یه معامله‌گر، باید به دانش اقتصاد و مالی مسلط باشید.
  • هیچ‌کسی با خریدن یه جعبه‌ابزار و پیچ‌گوشتی و انبردست و آچار فرانسه مکانیک خوبی نمی‌شه! بنابراین هیچ‌کس هم با بلد بودن تحلیل تکنیکال معامله‌گر خوبی نمی‌شه.
  • هیچ وقت یه مکانیک نمیاد کل جعبه‌ابزارش رو روی موتور ماشین خالی کنه و انتظار داشته باشه که موتور درست شه. هیچ معامله‌گری هم نمیاد یه عالمه خط حمایت و مقاومت و روند و اندیکاتور و اسیلاتور بریزه روی چارت و انتظار داشته باشه که این ابزارها براش بازار رو پیش‌بینی کنن.
  • همونطور که یه مکانیک، در اکثر مواقع از دو سه تا ابزارش استفاده می‌کنه و بیشتر ابزارهاش کاربرد کمی دارن، یه معامله‌گر هم در اکثر مواقع از دو سه تا خط ساده استفاده می‌کنه و بیشتر ابزارهاش در زمان‌های خاصی استفاده می‌شن.
  • انبردست، همه جا انبردسته! چه موقع تعمیر دوچرخه، چه موقع تعمیر ماشین و چه موقع تعمیر هواپیما! تکنیکال هم همه جا تکنیکاله. تکنیکال تو بازارهای مختلف فرق نمی‌کنه و تفاوت بازارهای مختلف تو فاندامنتالشونه.
  • هرچقدر هم ابزارهای مکانیکی پیشرفت کنن، اگه مکانیک کارکرد موتور رو نفهمه نمی‌تونه موتور رو تعمیر کنه. بنابراین فکر نکنید با استفاده از ابزارهای پیشرفته تکنیکال (مثلاً پرایس اکشن یا time trading) می‌تونید سر بازار کلاه بذارید!

جمع بندی

تکنیکال فقط یه ابزاره و باید در جای درستش استفاده شه. فاندامنتال، یعنی فهم از علت و نحوه رفتار بازار. اگه شما فاندامنتال بدونید و تکنیکال ندونید، کارتون راه می‌افته، امّا برعکسش درست نیست. اگه هم هر دو تاش رو بدونین، اوضاعتون خوبه.

فاندامنتال یا تکنیکال، کدام تحلیل بهتری است؟

فاندامنتال یا تکنیکال

دو مجموعه گسترده از کاربران در فضای کریپتو وجود دارد: معامله‌گران و سرمایه‌گذاران.

این دو گروه تنها به افراد محدود نمی شوند. معامله گران و سرمایه گذاران نهادی به همان اندازه کاربران فعال در فضای کریپتو هستند.

به عنوان معامله‌گران یا سرمایه‌گذاران، آیا باید به تحلیل فاندامنتال یا تکنیکال پروژه‌های رمزنگاری تکیه کنیم؟

معامله گران و سرمایه گذاران چگونه باید این نوع پروژه ها را با جزئیات عمیق تر با تحلیل فاندامنتال یا تکنیکال تحلیل کنند؟

محتوای این مقاله

تحلیل فاندامنتال

به طور سنتی، تحلیلگران بنیادی با بررسی صورت های مالی آن، از جمله صورت سود و زیان، ترازنامه و صورت جریان وجوه نقد، به ارزش دارایی اهمیت می دهند.

در صنعت کریپتوکارنسی، اکثر شرکت ها یا خصوصی هستند یا دارای DAO هستند. در این زمینه، تحلیل بنیادی به دنبال پارامترهایی مانند:

  • ارزش بازار
  • نقدینگی
  • توکنومیکس (Tokenomics)
  • نسبت قیمت به درآمد (P/E)
  • تیم سازنده
  • ابزار توکن
  • جامعه

ارزش بازار

این مخفف برای بازار سرمایه است. با ضرب قیمت کوین یا توکن اصلی یک پروژه کریپتو در عرضه در گردش محاسبه می شود.

قانون کلی در اینجا این است که ارزش بازار بالا نشان می دهد که پروژه سالم است و به راحتی در معرض دستکاری بازار توسط نهنگ ها یا طرح های pump و dump نیست.

نقدینگی

سهولت در خرید و فروش هر رمزارز اهمیت زیادی دارد. ارزهای دیجیتال معمولاً برای معامله در صرافی ها در دسترس هستند.

اسپرد قیمت پیشنهادی هر ارز در معاملات نشان می دهد که چقدر نقدشونده هستند.

اسپرد پیشنهاد و تقاضا شکاف بین بالاترین پیشنهاد و کمترین قیمت است. به طور کلی، اسپرد کمتر نشان دهنده نقدینگی بالاتر است.

توکنومیکس (Tokenomics)

اندازه توکن، تخصیص و سیاست پولی هر ارز دیجیتال خاص را پوشش می دهد.

یک توکن با عرضه بیش از حد در گردش نشان می دهد که کمیاب نیست. نحوه تخصیص توکن ها نیز بر میزان موفقیت پروژه کریپتو تأثیر می گذارد.

پروژه‌ای با یک تیم چند نفره که مقدار زیادی از عرضه ی کل را کنترل می‌کنند نشان می‌دهد که آن توکن ممکن است با خطر تمرکز مواجه شود، جایی که خارج کردن توسط هر یک از معدود دارندگان بزرگ، ممکن است بر قیمت توکن تأثیر بدی بگذارد.

در نهایت، سیاست پولی هر پروژه ارز دیجیتال نیز ضروری است.

اینکه چگونه تورمی را کنترل می کند که ممکن است قیمت های رمز را در طول زمان کاهش دهد؟

برای مثال، بیت‌کوین از نصف کردن استفاده می‌کند.

بایننس یک بازخرید سه ماهه را دنبال می‌کند.

Fundamental analysis

نسبت P/E

نسبت قیمت به درآمد به صورت درصد بیان می شود و به این معنی است که بازار چقدر حاضر است برای هر دلار تولید شده توسط شرکت بپردازد.

دانستن اینکه آیا یک کوین/توکن قبلاً بیش از حد خرید شده یا فروخته شده است کمک می کند.

راه دیگر با محاسبه ارزش خالص تراکنش ها (NVT) است.

نسبت NVT = ارزش بازار / حجم معاملات زنجیره ای در 24 ساعت.

نسبت NVT پایین یک خرید خوب را نشان می دهد، زیرا به این معنی است که توکن ها در مقایسه با استفاده از شبکه بیش از حد ارزش گذاری نمی شوند.

تیم سازنده

بنیانگذاران یا تیم مدیریت هر پروژه رمزنگاری به طور قابل توجهی بر نحوه عملکرد آن در صنعت تأثیر می گذارد.

به عنوان مثال، اتریوم را در نظر بگیرید. ویتالیک بوترین، در کنار توسعه دهندگان برجسته ای مانند گاوین وود، چارلز هاسکینسون، اتریوم را راه اندازی کرد که امروزه رشد فوق العاده ای داشته است.

گاوین وود، پولکادوت را تأسیس کرد در حالی که چارلز، کاردانو را ایجاد کرد.

هرکسی که هنگام تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری در حوزه ارزهای دیجیتال به تحلیل بنیادی فکر کند، به احتمال زیاد از پروژه های جدید ایجاد شده توسط بنیانگذاران اولیه اتریوم به دلیل پیشینه آنها حمایت می کند.

برای پروژه های رمزنگاری با رشد سریع، موفقیت آنها در درجه اول به دلیل کیفیت تیم آنها بوده است.

Binance به خاطر درخشش در اجرا معروف است و بزرگترین صرافی ارزهای دیجیتال را از نظر حجم معاملات روزانه رهبری می کند.

ابزار توکن

ابزار توکن به ضمانت دارندگانی اطلاق می‌شود که کوین/توکن پروژه را برای مصرف برخی از محصولات شبکه با چنین توکن‌هایی خریداری می‌کنند.

اتر که برای پرداخت کارمزد تراکنش استفاده می‌شود، شبکه اتریوم را نیرو می‌دهد.

کاربران شبکه کاردانو با استفاده از ADA، توکن بومی شبکه، هزینه‌ها را پرداخت می‌کنند.

ابزار هر پروژه رمزنگاری باید کاملاً دقیق باشد. در غیر این صورت، این فقط یکی از بسیار نشانه های دیگر است که این کوین/توکن برای سرمایه گذاری مناسب نیست.

اندازه جامعه

اندازه نیز به عنوان یک معیار قابل توجه در تحلیل بنیادی مهم است.

یک جامعه بزرگ به احتمال زیاد به این معنی است که توکن پروژه یک ابزار حیاتی است.

ورود کاربران بیشتر به یک پروژه رمزنگاری خاص، دستیابی به ایجاد یک شبکه را آسان‌تر می‌کند.

بنابراین، تجزیه و تحلیل بنیادی، اندازه جامعه پروژه رمزنگاری را برای ارزیابی عملکرد بلندمدت در نظر می‌گیرد.

این پارامترهای گفته شده در فاندامنتال، گزینه های اولیه برای تحلیل بینادی یک کوین/توکن به حساب می آیند.

برای شناخت بیشتر و کاربردی ترین پارامترهای جدید در بازار کریپتوکارنسی میتوانید از دوره آموزشی کریپتو استارتر همیار کریپتو استفاده کنید.

تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال

تحلیلگران تکنیکال خود را با داده های قیمت و حجم مورد بررسی قرار می دهند و الگوهایی را در نمودار ایجاد شده توسط قیمت مطالعه می کنند تا بر اساس عملکرد تاریخی تعیین کنند که بازار به کجا خواهد رفت.

تجزیه و تحلیل تکنیکال شامل مطالعه دقیق نمودارهای قیمتی است که در فواصل مختلف مانند دقیقه، ساعت، روز و ماه را شامل می شود.

برخی از تحلیلگران سطوح کلیدی به دنبال سطوح حمایت و مقاومت هستند که حمایت به عنوان یک کف در پایین محدوده قیمت فعلی و مقاومت به عنوان سقف بالای آن عمل می کند.

به عنوان مثال، اگر بیت کوین بین 53000 تا 57000 دلار باشد، 53000 دلار حمایت و 57000 دلار مقاومت خواهد بود.

اگر قیمت توکن به زیر سطح حمایت بشکند، این یک سیگنال نزولی خواهد بود، در حالی که شکستن بالاتر از مقاومت صعودی خواهد بود.

بسیاری از تحلیلگران تکنیکال از شاخص هایی مانند میانگین متحرک، باندهای بولینگر و MACD برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر در مورد قیمت و پیش بینی بهتر استفاده می کنند.

تحلیل تکنیکال در مقایسه با تحقیقات بنیادی کمی تسلط می طلبد. قاعده کلی در اینجا این است که روندهای طولانی تر نتایج قابل اعتمادتری نسبت به روندهای کوتاه تر ایجاد می کنند.

از تحلیل فاندامنتال استفاده کنیم یا تکنیکال؟

تحلیل فاندامنتال و تکنیکال هر دو به دنبال پیش بینی حرکت قیمت با استفاده از رویکردهای مختلف هستند.

تفاوت بین این دو در این است که در حالی که تحلیل فاندامنتال در کریپتو ممکن است پارامترهای غیر پولی مانند تیم پشت پروژه، کاربرد توکن و اندازه جامعه را در نظر بگیرد.

تحلیل تکنیکال صرفاً بر حرکت قیمت ارزهای دیجیتال بر اساس گذشته و سوابق متمرکز است.

همانطور که گفته شد، اکثر کاربران کریپتو در دو دسته قرار می گیرند، معامله گران یا سرمایه گذاران.

حتی معامله‌گران می‌توانند برای دوره‌های طولانی‌تر معامله کنند تا دوره‌های بسیار کوتاه مانند معاملات روزانه.

از سوی دیگر، سرمایه‌گذاران با در نظر گرفتن ارزهای دیجیتال، چشم‌انداز بلندمدتی دارند.

صرف نظر از روش تحلیلی که ترجیح می دهید، هر دو مزایا و معایب خود را دارند.

مزایا و معایب تحلیل فاندامنتال

مزایای تحلیل فاندامنتال

مناسب برای سرمایه گذاران بلندمدت

تحلیلگران فاندامنتال به جای رویدادهای گذشته که به صورت نمودار قیمت نشان داده می شوند، استنباط هایی را از پیش بینی های آینده می گیرند.

از این رو، تجزیه و تحلیل بنیادی برای طرف هایی که به دنبال تصمیم گیری سرمایه گذاری بلندمدت یا گزارش در مورد صنعت ارزهای دیجیتال هستند، بهتر عمل می کند.

سخت‌تر از تحلیل تکنیکال

از آنجایی که این کار لزوماً به مهارت‌های تخصصی مانند خواندن و تفسیر نمودارها و خطوط روند نیاز ندارد، تحلیل فاندامنتال آسان‌تر از تحلیل تکنیکال است.

می تواند چشم انداز جامع تری را در مورد یک پروژه ارائه دهد

گردآوری تمام اطلاعات موجود در مورد یک پروژه از طریق تجزیه و تحلیل فاندامنتال تصویر وسیع تری نسبت به تجزیه و تحلیل تکنیکال برای کمک به تصمیم گیری می دهد.

برای پروژه‌های بزرگ، یافتن این اطلاعات می‌تواند آسان باشد

دایرکتوری‌هایی مانند Coinmarketcap، Glassnode و چندین منبع دیگر به ارائه اطلاعات آفلاین و زنجیره‌ای کافی برای پروژه‌های ارزهای دیجیتال بزرگتر و معتبر کمک می‌کنند.

معایب تحلیل فاندامنتال

پیش‌بینی حرکات کوتاه‌مدت قیمت دشوار است

از آنجایی که با استفاده از نمودارها بر حرکت قیمت تمرکز نمی‌کند، تحلیل بنیادی نمی‌تواند حرکت کوتاه‌مدت قیمت را که اکثر معامله‌گران ارزهای دیجیتال درگیر می‌کنند، پیش‌بینی کند.

ذهنی تلقی می شود

چیزی که یک فرد به عنوان یک تیم قوی/جامعه خوب می بیند با آنچه که دیگران در نظر می گیرند برای یک بنیاد مستحکم در یک پروژه رمزنگاری یکسان نیست.

معیارهای تحلیل بنیادی همیشه به عملکرد قیمت تبدیل نمی شوند

اگرچه اصول اولیه هنگام تجزیه و تحلیل یک پروژه تصویری جامع ارائه می دهند، اما لزوماً به عملکرد قیمت ترجمه نمی شوند. یک مثال خوب، اندازه جامعه است، که ممکن است حتی بر قیمت یک توکن تأثیر بگذارد یا نه.

دریافت درک عمیق از یک پروژه، به خصوص پروژه های کوچکتر که در آن این اطلاعات به صورت عمومی در دسترس نیست، می تواند زمان بر باشد.

فاندامنتال یا تکنیکال

مزایا و معایب تحلیل تکنیکال

مزایای تحلیل تکنیکال

محاسبه تحلیل تکنیکال نسبتا ساده تر از تحلیل بنیادی است

معیارهای کمتری مانند داده‌های قیمت و حجم دارایی‌های کریپتو را در نظر می‌گیرد.

دستورالعمل‌های موجود در مورد معنی سیگنال‌های تکنیکال مختلف وجود دارد

در حالی که تحلیل فاندامنتال برای تفسیر سرمایه‌گذار باز است، سیگنال‌های تکنیکال بر اساس داده‌های قیمت گذشته ایجاد می‌شوند، به این معنی که سرمایه‌گذاران دستورالعملی دارند تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟ که هنگام شروع یک سیگنال چه انتظاری داشته باشند.

این به کاربران کمک می کند تا روندهای جدید را شناسایی کنند.

تجزیه و تحلیل تکنیکال در درجه اول بر شناسایی روندهای جدید و معکوس شدن روند متمرکز است.

بنابراین زمان‌بندی ورود و خروج برای معاملات با استفاده از تحلیل تکنیکال آسان‌تر است.

معایب تحلیل تکنیکال

ابزارهای تجزیه و تحلیل تکنیکال ممکن است سیگنال های مختلف را گزارش کنند

نتایج در تحلیل تکنیکال گاهی اوقات با هم مخلوط می شوند و هر کدام به تصمیمات تجاری گیج کننده ختم می شود.

تحلیل تکنیکال به دانش تخصصی نیاز دارد

اگرچه جمع‌آوری داده‌ها در تحلیل تکنیکال بسیار آسان است، اما برای درک نحوه تفسیر نمودارها و روندها به تمرین نیاز دارد.

مستعد اشتباهات ناشی از نوسانات شدید

برای اینکه هر شاخص مورد استفاده در تحلیل تکنیکال به درستی کار کند، باید روندهای آینده را به دقت پیش بینی کند.

اکثر ارزهای دیجیتال به دلیل نوسانات شدید خود بدنام هستند، که می تواند بر نتایج هر شاخصی که اتخاذ می شود نیز تأثیر بگذارد.

در این مقاله سعی کردیم از اهمیت تحلیل فاندامنتال و تکنیکال در بازار کریپتوکارنسی صحبت کنیم.

باید خاطر نشان کرد استقاده از تحلیلهای مربوط به این بازار، لازمه یادگیری و داشتن علم آن تحلیل است که بدون آموزش درست حاصل نمیشود.

برای یادگیری صحیح و کاربردی تحلیل فاندامنتال و تحلیل تکنیکال، تیم متخصص همیار کریپتو در کنار شماست تا بتوانید پرسود باشید.

تکنیکال یا فاندامنتال؟

پرسش از خانم دهنوی: استفاده از کدامیک از روش‌های تحلیل فاندامنتال یا تکنیکال در بازار بورس موثرتر است؟ مساله مطرح شده از مواردی است که همواره مباحثات داغی بین دو گروه طرفدار تحلیل بنیادی و تکنیکی برانگیخته است. به طور خلاصه می‌توان گفت در تحلیل بنیادی، فرد با استفاده از داده‌های صورت‌های مالی و تجزیه و تحلیل آنها و بررسی پارامترهای اقتصادی موثر (نظیر اخبار و طرح‌های توسعه) وضعیت سهام یک شرکت را مورد بررسی قرار می‌دهد.

طرفداران نظریه بنیادی معتقدند که «قیمت در بلند مدت به سوی ارزش ذاتی میل می‌کند.» بنابراین هرگاه در فرآیند ارزش‌گذاری بنیادی سهام، فاصله یا شکاف بین ارزش با قیمت روز ملاحظه کنند از این مساله برای نتیجه‌گیری در مورد ارزندگی یا عدم ارزندگی و متعاقب آن خرید یا فروش سهام استفاده می‌کنند.

بدین ترتیب در تحلیل بنیادی آنچه اهمیت دارد، تشخیص صنایع برتر از لحاظ رشد سودآوری وپس از آن تعیین شرکت‌هایی است که در صنایع مذکور دارای وضعیت مناسبی هستند. تحلیل بنیادی معمولا بر اطلاعات و داده‌های گنجانده شده در صورت‌های مالی تمرکز دارد و از این طریق می‌تواند در خصوص ارزش‌گذاری سهام به سرمایه‌گذاران کمک کند.

اما تحلیل تکنیکال با مطالعه قیمت‌های گذشته و حجم مبادلات، حرکت‌های آینده قیمت سهم را پیش‌بینی می‌کند. اساس این تحلیل‌ها بر استفاده از نمودار و رابطه‌های ریاضی استوار است تا بدین نحو با کشف روندهای تغییر قیمت، فرصت‌های خرید و فروش مشخص شود. بنابراین می‌توان گفت تحلیل تکنیکی «فرآیند مطالعه و تحلیل قیمت‌های تاریخی سهام در جهت تعیین قیمت‌های احتمالی آینده است.» این کار به وسیله مقایسه روند تغییرات جاری با حرکت‌های مشابه قیمت در گذشته انجام می‌گیرد تا بدین وسیله روند آتی پیش‌بینی شود.

در خصوص میزان موفقیت این روش‌ها باید گفت که در هر دو زمینه نمونه‌های بسیار موفقی از افراد تحلیلگر و سرمایه‌گذار چه در زمینه بنیادی و چه تکنیکال در بازارهای مالی جهان وجود دارد و از آنجا که اساسا منشاء ایجاد دو روش با یکدیگر متفاوت است، نمی‌توان برتری خاصی برای هریک نسبت به دیگری قائل شد.

به عنوان یک رهنمود کلی روشی ترکیبی را می‌توان مطرح کرد که از نظر نگارنده برای فعالیت سرمایه‌گذاران نیمه حرفه ای در بازار سهام راهگشا است؛ براساس این روش، ابتدا ارزندگی سهام یک شرکت با روش تحلیل بنیادی مورد تایید قرار می‌گیرد و سپس با تحلیل تکنیکال زمان مناسب خرید یا فروش تشخیص داده می‌شود. بدین ترتیب گستره بررسی تکنیکال، تنها بر سهام شرکت‌هایی محدود می‌شود که با پارامترهای تحلیل بنیادی قبلا تایید شده‌اند. البته به کارگیری این روش نیازمند تسلط نسبی بر مباحث تحلیل بنیادی و تکنیکال به صورت توامان است.

پرسش بدون ذکر نام: چرا سهام سرمایه گذاری مسکن در بورس معامله نمی‌‌‌شود؟

«ثمسکن» از جمله نماد‌هایی است که در چند ماه اخیر با صف فروش بدن تحرک در محدوده قیمتی ۲۷۸ تومان مواجه بوده است. به منظور شمول در ضوابط رفع گره معاملاتی، صف فروش این سهم باید به بیش از دو برابر حجم مبنا (یک میلیون سهم) برسد که در مدت مذکور هیچ گاه انباشت تقاضای فروش به این میزان نبوده است. بدین ترتیب مساله ایجاد شده درخصوص رکود معاملات این سهم را می‌‌‌توان یکی از مصادیق ناکارآمدی دستورالعمل رفع گره به منظور شناور سازی معاملات سهام دانست.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا